على محمدى خراسانى
13
شرح رسائل (فارسى)
قسمتند : 1 - آنها كه حلال گوشت هستند مثل انعام ثلاث و . . . 2 - آنها كه حلال گوشت نيستند كالسباع و لذا با احراز تذكيه هم جاى شك در حكم هست و جاى اصل اباحه و حليت هم هست . و گاهى شك ما در حليت و حرمت اين لحم براى اينست كه شك داريم كه آيا اين حيوان قابل تذكيه هست يا نه ؟ يعنى با ذبح شرعى مذكّى مىشود يا خير ؟ مثل حمار على القول به اينكه شك داشته باشيم در اينجا نوبت به اصالة الاباحه نمىرسد چون موضوع مذكّى بودن است و آن محرز نيست و عند الشك اصالة عدم التذكية جارى مىشود و موضوع را نابود مىكند آنگاه نوبت به اصل حكم نمىرسد . فرع : جناب شهيد ثانى و محقّق ثانى در فقه فرعى را عنوان كردهاند كه متناسب با مورد بحث ما است لذا طرح مىكنيم و آن اينكه : هرگاه يك حيوان طاهر و پاكى مثل آهو مثلا با يك حيوان نجسى مثل خوك مثلا جمع شوند و از اينها فرزندى درست شود از نظر فقهى از چهار حالت خارج نيست : 1 - يا عرفا تبعيت مىكند از اسم آهو يعنى به شكل آهو است پس حكما هم تابع اوست . 2 - و يا عرفا تبعيت از اسم خنزير مىكند باز هم حكما تابع است . 3 - نه شبيه آهو و نه خوك است بلكه شبيه حيوان ثالثى است كه حكم او معلوم است باز هم حكما ملحق به او است . 4 - مشابه هيچ حيوان موجود خارجى نيست و يا اگر هست آن مماثل هم حكمش براى ما مجهول است . در چنين موردى شهيد و محقق فرمودهاند : اصل در اين حيوان از لحاظ